پرم از تنهایی. کفه غم ام بی نهایت سنیینی می کنه. دلم پر از غم ماجراهای این شش ماه گذشته است . حریص یک خبر خوبم. تشنه یک شادی ام. دلمر می زنه برای اون خبری که روال زندیمو از این حالت غم به یک نوسان پر
هیچ کس نمی پرسد این حجم انبوه خشم از چیست؟ هیچ کس نمی گوید "ف" دردت از چیست؟ گیرم یکی پیدا شد و با دلسوزی حالی ازم پرسید. دردم را گفت بازهم من آدمی نیستم که چیزی رو بیان کنم. انگار این درد این غم باید